تبلیغات
سریش آباد بهشت کردستان - مطالب هفته دوم آذر 1391
 
درباره وبلاگ


اگر این کار ثوابی در پی دارد ، آن هم هدیه به روح مبارک سردار محله ام ، احمد دادای دلم

شهید احمد کرمی در سال 1345 در بخش "سریش آباد" از توابع شهرستان قروه زاده شد تا سال دوم دبیرستان درس خواند و با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها ساخت و به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت. در اردیبهشت ماه سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه در آمد. پس از انجام وظیفه در سمت های فرماندهی واحدهای مخابرات و اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران شهرستان قروه به خاطر دلسوزی و ارادتی که نسبت به همنوعان خود در کشور لبنان داشت به صورت داوطلبانه راهی آن کشور شد. در پی آن بنابه به درخواست فرماندهان تیپ 29 بیت المقدس فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات آن تیپ را پذیرفت و مدتی بعد به لشگر 27 محمد رسول الله (ص) انتقال یافت. در تاریخ 21/7/65 در هنگام بازگشت از عملیات شناسایی شبانه براثر برخورد با میدان مین دشمن بعث عراق مجروح و پس از هدایت نیروهای تحت امر به سوی مقر رزمندگان اسلام در محل ارتفاعات مهران به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید کرمی مدت 11 سال در آن محل باقی ماند که سرانجام توسط غیور مردان گروه تفحص کشف و در تاریخ 17/7/76 در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. از این شهید 2 فرزند دختر به یادگار مانده است.

مدیر وبلاگ : غلام فاطمه
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سریش آباد بهشت کردستان
بالروح،بالدم،نفتیک یا خامنه ای




سخنرانی مکتوب ماه محرم (

روز دوم ـ درخواست آب ابا عبدالله علیه السلام

فیش سخنرانی کوتاه شبهات پیرامون قیام سیدالشهداء علیه السلام

ایجاد انگیزه به روش سوال

سوال اینه كه آیا جایی داریم كه امام حسین به دشمن برای خودش یا اهل بیتش برای آب رو زده باشه ؟

یا نه اصلا از شان امام دوره كه از دشمنش آب بخواد و این كار رو نكرده ؟

اگر قول كسانی كه قائل اند حضرت درخواست نموده را بپذیریم آیا با شان امام منافات ندارد؟

اقناع اندیشه به روش نقد و برسی

1. بعضی ها می گند در هیچ منبع معتبری نداریم كه حضرت از دشمنش آب بخواد

و جالب این كه در هیچ شعر حماسی امام علیه السلام و یارانش تو معركه نبرد اشاره به تشنگی و شدت او ن نشده

برعكس شعر ها همش عزت آفرین و دشمن شكن بوده

الا ان الدعی و ابن ادعی قد ركز بین الامرین بین السله و الذله و هیهات من الذله

بله در بعضی از گزارشات تاریخی دروغین اومده كه امام سه درخواست از عمر سعد كرده و دومی اش

این بوده اسقونی شربه من الماء فقد نشفت كبدی من الظماء

این گزارشات اگرچه اشك سنگ رو در می آره ولی به چهره عزت مند امام خدشه وارد می كنه1

.............

شواهد وجود آب در شب عاشورا

در گزارشات تاریخی از امام سجاد علیه السلام هست كه امام وقتی خواهرشون از شنیدن وقائع كربلا بیهوش شدند آب به صورت خواهر پاشید و ایشون رو به حال آورد». ملاحظه می فرمائید که امام آب در اختیار داشته که به صورت خواهرش آب پاشید.
شب عاشورا امام، حضرت علی اکبر را با بیست، سی نفر سواره و بیست نفر پیاده فرستاد تا آب آورند و خود اشعاری را خواند (همان اشعاری که در نقل شیخ مفید بود) آنگاه روی به یاران خود نمود و فرمودند: برخیزید آب بنوشید که این آخرین توشه شماست، و وضو گرفته و غسل کنید و لباسهای خود را بشوئید تا کفن شما باشد

.................

اشكال

اگه امام درخواست نكرده پس عاطفه پدری نسبت به خانواده چی میشه خب آقا تشنه ایی این همه هم تشنه ایی برای خودت رو نمی زنی چه اشكالی داره برای زن و بچه ات رو بزنی شاید جوابی شنیدی

ببخشید این رو نزدن كمی تا قسمتی خود خواهانه نیست تا خدا خواهانه

2. اگه امام (ع) رو زده اصلا معنای این كار امام چی بوده امام با این عزت و شوكت برای چند قطره آب رو بزنه یعنی چی ؟

o نشان دادن شدت پستی دشمن به آیندگان

می خواسته شدت رذالت این ها رو نشون بده كه حتی حاضرند آب رو از زن و بچه ها دریغ كنند

در هر صورت درخواست آب برای كودک شیرخواره در منابع كهن گزارش نشده است و اگر هم اتفاق افتاده باشد، اشكالی ندارد و هیچ نشانه ضعف امام نیست، بلکه می توان گفت ویژگی امام(ع) آن است که در عرصه‌های مختلفِ عاطفه، عقلانیت و عرفان به خوبی حضور پیدا می‌کند. به طوری که نهایت محبت به خانواده را ابراز می‌کند و از سوی دیگر نهایت قساوت و سنگدلی دشمنان را در تاریخ به نمایش می‌گذارد و از نظر معرفتی و عرفانی آن چنان با خداوند مناجات می‌کند که مقام «فنا فی الله» را به ظهور می رساند. بنابراین اگر درخواست آب برای علی اصغر واقعیت داشته باشد، برای اتمام حجت و نشان دادن قساوت دشمنان در طول است. لذا اصل عطش در روز عاشورا و طلب آب را می توان پذیرفت اما با رعایت عزت و ابتکار عمل نه به طور ذلیلانه و انفعالی که شأن امام و اهل بیت(ع) و حتی مؤمنان متوسط از چنین ضعف و زبونی به دور است.

o بیدار كردن دشمن برای هدایت گری با تحریك احساس

یکی از مهمترین برنامه های حضرت سیدالشهداء ارواحنا فداه در حادثه کربلا از روز اول تا روز عاشورا، بیدار کردن و هدایت دشمنان بود و چون طلب آب برای تحریک عواطف بوده است و از این جهت می توانست منجر به عبرت برای افراد مخالف و هدایت آنان شود، لذا در برنامه بوده و نه این که این درخواست از سر (معاذ الله) ذلت و خواری یا امر دیگری باشد که آن حضرت خودشان فرمودند: «هیهات مناالذله»2

به عبارت دیگه کمالات انسانى هیچ‏گونه منافاتى با یکدیگر ندارند و همه قابل جمعند. برخوردارى ازیک کمال انسانى به گونه‏اى نیست که سبب از بین رفتن دیگر کمالات‏گردد. اگر وجود یکى از فضایل در انسان به حدى رسید که کمال‏دیگرى را از بین برد، آن صفت از کمال بودن خارج شده است و دیگرنمى‏توان آن را از فضایل انسانى به شمار آورد. براى مثال اگرعزت نفس سبب از بین رفتن تواضع و فروتنى در انسان گردد، آن صفت‏دیگر عزت نفس نیست‏بلکه غرور، تکبر و خودخواهى است. از این رو،عمل به تعهدات انسانى، وفاى به عهد و پیمان و... را نباید دلیل‏برذلت و ترس و زبونى دانست. همان گونه که پیامبراکرم(ص)در عمل‏به پیمان صلح حدیبیه مسلمانان پناهنده را به مشرکان تحویل‏مى‏داد و امام‏حسن مجتبى(ع)به خاطر عمل به مفاد صلح با معاویه‏حرکت مسلحانه نکرد.

باتوجه به مطلب فوق، باید گفت: پیشوایان معصوم(علیهم‏السلام)در عین برخوردارى از عزت و شرافت از رحمت، عطوفت،مهربانى و خیرخواهى نیز در حد اعلا برخوردار بودند.

چنین برخوردى که کسى با دشمن خود تا این حد خیرخواهى، محبت‏و عطوفت داشته باشد. از توان و قدرت انسانهاى عادى خارج است واز معجزات امامان(علیهم السلام )به شمار مى‏آید.

با روشن شدن مطلب فوق، در مى‏یابیم تمام اعمال و سخنان امام‏حسین(ع) که ممکن است‏برخى آنها را با عزت و رافت‏سازگارندانند. از روح مهربانى، عطوفت، خیرخواه و مشتاق هدایت مردم‏آن حضرت است. امام حسین(ع)حتى براى نجات دشمنان خود که کمربه قتلش بسته بودند. نهایت تلاش خود را به کار بست.

اگر سالار شهیدان از اشخاصى مانند عبیدالله بن حر تقاضاى کمک‏کرد، براى ترس از شهادت و کشته شدن نبود; زیرا حضرت نیک‏مى‏دانست کمک این افراد نمى‏تواند سرنوشت‏حادثه کربلا را تغییردهد. این یارى جویى به خاطر این بود که مردم با کمک به وى وشهادت در رکاب حضرتش به سعادت ابدى نایل گردند.

گواه درستى این سخن، آن است که امام(ع)از کسانى که حاضر به‏یارى‏اش نمى‏شدند، تقاضا مى‏کرد کربلا را ترک گویند و دست کم به‏سپاه دشمن نپیوندند تا به گناه شرکت در قتل امام(ع)یا ترک یارى‏وى آلوده نگشته، به شقاوت ابدى گرفتار نیایند.

این که امام حسین(ع)در شب عاشورا بیعت را از یارانش برداشت وآنان را آزاد گذاشت تا به میل خود راهشان را انتخاب کنند، یکى‏از اسرارش این است که به یاران خود بگوید: من به شما نیازندارم و در هرحال کشته خواهم شد. این شما هستید که باید بین‏سعادت جاودانى و شقاوت ابدى یکى را انتخاب کنید.

. امام حسین(ع)مى‏خواست‏با تحریک احساسات و به رحم‏آوردن دشمن، آنان را به خود جذب کرده، به سعادت رساند; زیرابسیار اتفاق افتاده کسانى به خاطر خدمتى ناچیز به امام(ع)موفق‏به توبه شدند. مگر نه این است که حر به خاطر ادب و احترام به‏امام حسین(ع)موفق به توبه شد. امام(ع)با در خواست آب مى‏خواست‏زمینه توبه و بازگشت را در افراد قابل فراهم سازد.

o اتمام حجت و بستن هرگونه راه عذر و بهانه برگمراهان ومنحرفان.

خداوند متعال پیامبران را براى راهنمایى بشر فرستاد تا افرادمستعد و حقجو از راهنمایى آنان بهره برده، به خوشبختى نایل‏آیند و راه هرگونه عذرتراشى و بهانه جویى بر گمراهان بسته شود. قرآن کریم در باره پیروزى مسلمانان در جنگ بدر مى‏فرماید: «(شما در بدر در مقابل هم قرار گرفتید.)تا خدا کارى را کردنى‏بود، به انجام رساند تا آن که هرکه هلاک مى‏شود با حجتى روشن هلاک‏شود و آن که(به هدایت)زنده مى‏ماند، به حجتى روشن زنده بماند; وهر آینه خدا شنوا و دانا است. »3

3. نظر استاد قرائتی در هر دو صورت اشكالی بر رفتار امام نیست

هر دو طرفش مفید است اگر تقاضا نكرد این عزت امام است كه از تشنگی شهید می‌شود ولی از مردم آب نمی‌خواهد، اگر بخواهد هم توجیه دارد كه امام حسین علیه السلام برای علی اصغر تقاضای آب بكند و آن‌ها آب ندهند تا به مردم بدانند كه این جانورها چه كسانی هستند. چون گاهی وقت‌ها آدم تقاضا می‌كند تا هویت طرف روشن شود4

رفتار سازی

به روش الگو دهی

مرحوم آیت الله شاه آبادی استاد امام رحمت الله علیه فرمودند تقاضای آب امام درست است حتی اگر از شمر هم تقاضا کرده باشد ولی جهتش باید ببینیم چیست؟ آقا اباعبدالله آن لحظه آخر به شمر فرمودند که به من آب بده من پیش جدم پیغمبر از تو شفاعت می کنم امام که این همه مصائب و آزار را تحمل کرده این دقیقه های آخر را هم قطعاً می تواند تحمل بکند چرا از شمر تقاضا می کند به خاطر این که می خواهد ازش شفاعت بکند دستگیری بکند اگر شمر این لحظات آخر به امام آب می داد موفق به کشتن امام نمی شد رحمت خدا او را می گرفت : ارحم ترحم(مستدرک الوسائل ج9ص55)

تا رحم بکنی اگر علی اصغر را آورد تا مردم رحم بکنند تا رحمت خدا آن ها را بگیرد سفره شفاعتش را پهن کرده می خواهد از شمر هم شفاعت کند :

ترسم که شفاعت کند از قاتل خود *

از بس که کرم دارد و آقا است حسین *

سفره اش را پهن کرد از طرف من مانعی نیست شما آب بده من پیش جدم شفاعت می کنم ولی اون ملعون ازل تا ابد بی لیاقت گفت من یک درهم یزید را با شفاعت جدّت عوض نمی کنم خدا لعنتش کند خدا عذابش را زیاد کند ما در زیارت عاشورا می گویم و لعنه الله شمراً و لعنه الله ال زیاد و آل مروان.

لطف و عظمت والای امام حسین علیه السلام

آنها قابلیت نداشتند اما از طرف اینها سفره پهن بوده کسی که اینقدر مهربان است سفره اش را برای شمرها پهن میکند با دوستانش چی کار می کند :

دوستان را کجا کنی محروم*

تو که با دشمنان نظر داری

منبع

1- پرسش ها و پاسخ های دانشجویی وی‍ژه محرم ، ص 60

2- آیه الله مظاهری

3- پرسمان دانشجویی

4- درس هاى از قرآن / سال 80 / تفسیر سوره حجرات - 17





نوع مطلب :
برچسب ها : سخنرانی مکتوب، »درخواست آب ابا عبدالله، سریش آباد، قروه، شیعیان قروه، کردستان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()

روز اول ـ عقلانیت در حركت اباعبد الله الحسین علیه السلام

فیش سخنرانی کوتاه شبهات پیرامون قیام سیدالشهداء علیه السلام

ایجاد انگیزه به روش سوال

یكی از سوالات اساسی درباره قیام ابا عبد الله الحسین اینه كه چرا امام حسین علیه السلام برای ادامه قیام شون كوفه رو انتخاب كردند با اینكه كوفی ها سابقه ی درخشانی در یاری كردن اهل بیت علیهم السلام نداشتند.

این قدری این رفتن یا نرفتن مهمه تا اون جایی كه برخی شكست ظاهری اباعبد الله رو به خاطر انتخاب كوفه به عنوان نقطه نهایی قیامشون می دونند یعنی اگه امام به كوفه نمی رفت اتفاقات كربلا رخ نمی داد.

حتی شخصیت های نام داری مثل ابن عباس ها امام رو از رفتن به عراق منع می كردند می گفتند حسین مگه كوفیان رو نمی شناسی؟اینها با پدرت و برادرت چه كردند ؟

حتی گزینه های دیگری هم به امام پیشنهاد می دادند مثل رفتن به یمن ، ابن عباس علیه السلام برگشت گفت : اگه اصرار داری از مكه بیرون بری ، برو سمت یمن ، كه از نظر نظامی ، موقعیت جغرافیایی خوبی داره .

چه سری در نرفتن به یمن و رفتن به سمت كوفه نهفته بود ؟

منطق سیاسی می گه حسین علیه السلام كوفه نرو ،اینها به داداشت و پدرت وفا نكردند ؟

اقناع اندیشه به روش نقد و برسی

1. نظریه شهادت

هر امامی هنگام به امامت می رسیدند نامه ای رو داشتند كه در اون رسالت امام تا آخر عمرشون نوشته شده و مامورند طبق اون عمل كنند

امام حسین هم وقتی نامه سر به مهرشون رو گشود دید نوشته شده

قاتل فقتل و تقتل

بنابراین مشیت الهی بر این رقم زده شده بود برای همین وقتی محمد حنفیه برادر امام حسین علیه السلام از آقا سوال می كنه چرا كوفه می ری ؟ حضرت فرموده باشند رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم رو خواب دیدم كه فرمود : یا حسین اخرج فان الله قد شاء ان یراك قتیلا

این رفتن اوج بندگی اباعبد الله رو می رسونه در امر خدا چون و چرا نمی كنه چشم می گه می ره به سمت كوفه

یعنی امام بهتر از هر كس دیگه ایی كوفی شناس و‌ زمان شناسه و می دونه اگه بره كوفه شهید می شه ولی وقتی امر خدا بر این قرار گرفته ، حسین تسلیم خداست

اما اشكالاتی به این نظریه هست :

1) اگه امام دستور وی‍ژه داشتند ، تاسی به سیره ایشون و دیگر امامان رو زیر سوال می بره

دیگه نمی شه حركت امام رو به عنوان الگو قرار داد و از اون پیروی كرد

تو یه زمان خاصی دستوری اومد امام حركت كرد و شهید شد و السلام

شما حق نداری طبق حركت امام در شرایطی كه شبیه شرایط امام بود اقدامی كنی

و حال اون كه اسوه بودن ائمه علیهم السلام نزد شیعه امری حتمی هست

(مگر اینكه گفته بشه اسوه بودن عمومیت نداره مثل اینكه نماز شب بر پیامبر واجب است ولی درباره ما واجب نیست و نمی توان به معنای وجوب تاسی كرد

صدقه گرفتن بر اهل بیت علیهم السلام حرامه در حالی فقرای شیعه می توانند از صدقه بهره ببرند بنابراین چه اشكالی داره در موارد خاص تاسی نكرد و حال آنكه اصل اسوه بودن سر جاش باشه )

2)اگر چه پیشگویی های پیامبران پیشین ( وقتی آدم قرار شده توبه كنه و خدا رو به 5 تن آل عبا قسم بده به اسم حسین كه رسید دلش گرفت و ناخودآگاه گریه كرد از جبرئیل سوال كرد چرا این حال برای من پیش اومد جبرئیل شروع كرد روضه خوانی كردند گفت و گفت تا رسید به اون جا كه فرمود و لو ترئه یا آدم اذ یقول الحسین و اعطشاه .... )و پیش بینی های كه رسول مكرم اسلام داشتند درباره شهادت اباعبد الله الحسین از قبل خلقتش وقتی حسینش رو می دید او رو به بغل می كشید می بوید می بوسید می فرمود دارم جای شمشیرها و نیزه ها رو می بوسم ،‌اصلا خود اباعبد الله خبر داشتند قبل از اینكه به این دنیا بیان برای مادرشون روضه می خودند حضرت زهرا سلام الله علیها اومد پیش پیغمبر عرضه داشت بابا گاهی این طفل در جنین با من حرف های می زنه حضرت فرمود زهرا جان چی می گه انا الغریب انا العطشان همه این حرفها درست ولی خبر دادن از شهادت با اینكه هدف از قیام شهادت بوده این هدف در رفتن به سمت كوفه اتفاق می افتاده فرق داره

هدف قیام رو اما در جاهای دیگه فرمودند ، الاترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لایتنهی عنه لیرغب المومن فی لقا الله محقا و یا فرمودند انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ...

از این عبارت ها بر می آد هدف شهادت نبوده تا اینكه كوفه رفتن مقصد باشه برای رسیدن به این هدف بلكه به روشنی هدف قیام در این عبارت ها بیان شده

2. نظریه تشكیل حكومت اسلامی

این تحلیل توسط سید مرتضی معروف به علم الهدی تو قرن چهارم پنج مطرح شد ولی به خاطر جو علمی حاكم بر زمانه چندان مورد استقبال علما قرار نگرفت تا اینكه امام خمینی رضوان خدا بر او باد در سال پنجاه این نظریه رو دوباره زنده كرد

فرمود سید الشهدا برای حكومت كردو اون هایی كه خیال می كنند حضرت اهل حكومت نبوده این طور نیست اصلا حكومت باید در دست مثل سید الشهدایی باشه

شواهد و قرائنی كه حكایت از حركت اباعبدالله برای تشكیل حكومت بوده

1) مهم ترین دلیل ، سخنان امام حسین هنگام خروج از مدینه است كه فرمود می رم تا امت را اصلاح كنم امر به معروف و نهی از منكر كنم و عمل به سیره نبوی و علوی كنم

و معلوم این سطح وسیعی كه امام برای اصلاح انتخاب كردند یعنی اصلاح امت جز در سایه حكومت داری اتفاق نمی افته و كدام منكری بالاتر از حكومت یزید كه شراب می خورد كه امام فرمود اگه مملكت و امور امت به دست یزیدها بیفته باید با اسلام خداحافظی كرد یعنی چیزی از اسلام باقی نمی مونه و امر به معروف و نهی از منكر جز برای حاكم اسلامی امكان نداره

و تاسی به سیره حكومتی نبی مكر م اسلام ص و امیرالمومنین ع هدفی بود كه امام اون رو تبیین كردند

2) نوع نامه نگاری های كوفیان به گونه ایی بود كه می شد فهمید اینها حكومت یزید رو مشروع نمی دونستند

نمایندگانشون رو فرستادند سمت یزید دیدند موجودی پست بر كرسی حكومت نشسته او رو نپذیرفتند

اینها از نداشتن امام گلایه داشتند

سلیمان صرد و حبیب بن مظاهر جمعی از بزرگان كوفه این طوری نامه نوشتند

( انه لیس لنا الامام فاقبل لعل الله ان یجمعنا بك علی الحق ....)

گفتند ما امام نداریم بیا به سوی ما شاید خدا به واسطه شما ما رو دور حق جمع كنه

3) پاسخی كه امام داد مساله حكومتی رو مهر تایید زد

فرمود من همه ای حرفتون رو فهمیدم گفته عمده شما نداشتن امام بود

4)بیان شرایطی كه امام برای آمدن به كوفه می ذاشتن هم حكایت از این می كرد كه امام برای تشكیل حكومت اسلامی داره می ره كوفه

می فرمود فلعمری ما الامام الا العامل بكتاب

5)نوع فعالیت ها ی حضرت مسلم در كوفه هم شاهدی دیگه ای هست بر این معنا

ایشون از مردم بیعت گرفت و بیعت یعنی تشكیل حكومت و اسامی بیعت كنند گان رو هم در دیوانی نوشت كه بین دوازده هزار تا هجده هزار نفر نوشتند

6) تو نامه نگاری ها ی طرفداران بنی امیه كه از كوفه به شام می رفت نگرانی اون ها این بود كه كوفه از دست داره می ره

تو یكی از نامه هاشون نوشتند فان كان لك بالكوفه ...

7)در نهایت گزارشی كه مسلم مبنی بر تایید انگیزه كوفیان در یاری امام داشت بهترین شاهد هست كه اما خطاب به كوفیان نوشتند من از مكه بیرون اومد شما در تلاش خودتون جدیت داشته باشید تا من خودم رو به شما برسونم

همه این ها دست به دست هم دادن تا امام برای تشكیل حكومت به سمت كوفه حركت كنه

اشكال

شاید بی مهری عده ایی به این تحلیل به خاطر این كه ممكنه این نظریه با علم غیب و عصمت امام نسازه

پاسخ

امام خمینی رحمه الله علیه در این جا پاسخ خوبی می دن و او ن اینه كه

اقدام برای تشكیل حكومت وظیفه است و این باید همراه با تدبیر و درایت و همراه سازی دیگران باشه

ولی نتیجه دست خداست و باید به اون رضایت داد و حتی اگه علم به نتیجه داشته باشیم

امام حسین می دونست نتیجه حركت شهادت هست و به این رضایت داده بود ولی وظیفه چیز دیگه ای بو د كه باید طبق اون عمل می كرد نه اینكه عدم موفقیت امام حسین ع در تشكیل حكومت به عنوان یك هدف به خاطر برآورد نادرست امام ع از كوفیان بود 1

رفتار سازی

به روش الگو دهی

ولی جدای از این حرف ها این جاست كه فرق ابن عباس ها با حضرت عباس پیدا می شه

عباس با امامش چون چرا نمی كنه ، مصلحت اندیشی نمی كنه در مقابل امامش منم نمی زنه

من فكر می كنم كه ...

آزمون های الهی از این تیپ امتحانات كه گاه ی امام افق هایی رو كه می بینه پنهان می كنه و بیان نمی كنه

و در یك ابهام باید شیعه پیروی كنه ماجرای موسی و خضر این طور بود

وقتی جناب موسی تقاضای همراهی باخضر رو كرد حضرت خضر فرمود نمی تونی دلیل نتونستن رو فرمود :

وَ كَیْفَ تَصْبرُِ عَلىَ‏ مَا لَمْ تحُِطْ بِهِ خُبرًْا2

چگونه می تونی بر موضوعی صبر كنی در حالی كه اطلاعات كافی و كاملی از او ن نداری

ولی موسی اصرار كرد خب خضر كشتی سوراخ كرد صدای موسی در اومد چی كار داری می كنی داری اهل كشتی رو غرق می كنی كار ناپسندی می كنی حضرت خضر فرمودند دیدی گفتم نمی تونی حضرت موسی گفت : من رو سرزنش نكن یادم رفتم كه نباید اعتراض می كردم

دو تا حركت دیگه به ظاهر غیر معقول از خضر دید و اعتراض كرد حضرت خضر فرمود دیگه باید از من جدا بشی

ولی اون جا كه كشتی رو سوراخ كردم برای این بود كه صاحب كشتی خانواده نیازمندی بودند كه با كشتی روزی شون رو در می اوردند و پادشاه غضب كرده بود و همه كشتی ها رو تصاحب می كرد كشتی رو سوراخ كردم تا براشون بمونه

یا در باره این چرا شیطان رفوزه شده امام فرمودند :

وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِیهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَبْتَلِی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْیِیزاً بِالِاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلَاءِ مِنْهُا3

اگه خدا می خواست در گل آدم نوری درخشنده قرار می داد

تا دربرابر اون نور همه تسلیم بشند در این صورت آزمون ساده می شد و همه قبول می شدند ولی قرار خدا ینكه

یه جوری امتحان بگیره كه اصل مطلب رو نسبت بهش جهل داری نمی دون ی چیه باید این جا چشم بگی

گیرم نمی دونی امامت برای چی می ره به كوفه نباید همراهیش كنی ؟

تو برای امامت مصلحت اندیشه هم می كنی ؟

تو جنگ خودمون عده ایی می گفتند جنگ جنگ تا پیروزی امام می فرمود : جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم4

كسی در مقابل ولی فقیه زمان خودش بایسته و افق هایی كه او ترسیم می كنه رو ندید بگیره و بر نظر خودش پافشاری كنه معلوم نیست عاقبت به خیر بشه

بنابراین تا اون جایی كه می فهمیم امر خدا رو با خوبان رو چشم بگیم اون جایی هم كه نفهمیدیم چون چرا نكنیم

خیلی از فلسفه احكام بیان نشده این یه آزمون برای خوب چشم گرفتند هر چند دلیلش رو روشن ندونیم

البته به این معنا نیست كه دلیل نداره تو ماجرای خضر و موسی خضر دلایل خودش رو بیان كرد و موسی پذیرفت ولی قراره بدون دانستن دلیل موسی چشم بگه

روضه كوتاه

عباس در برابر امر امامش چون چرا نمی كنه وقتی اومد پیش امام نگفت چرا آقا مرو به میدان نمی فرستی عرض حال كرد گفت آقا سینه ام تنگی می كنه لقد ضاق صدری

وقتی امام فرمود عباسم برو چند قطره آب بیار نگفت من عباسم جنگ آورم برم آب بیارم ؟ نه ، تسلیم محض خدا و رسولش و اهل بیت بود

برای همین تو زیارت نامه اش می خونی المطیع لله و لرسوله و لامیرالمومنین 5

خدا هم در اثر این اطاعت مقامی به عباس داد كه تمام شهدا به مقام عباس غبطه می خورند آخه خدا می دون عباس چه كرد

عباس رفت كنار نهر یه نگاهی به آب كرد یاد عطش برادر كرد فذكر عطش الحسین آب رو آب ریخت مشك رو به دوش ، با یه شوقی داشت به سمت خیام حركت كرد الان كه می رم لب ها ی تشنه رقیه رو سیراب می كنم به بچه ها وعده آب دادم ولی نامردا نذاشتند اول دستای عباس رو زدند ولی مگه امید عباس به این سادگی ها از دست می ره مشك رو به دندان كشید ولی یه وقتی امید عباس نومید شد اون وقتی بود كه تیر به مشكش نشست فوقف العباس ،‌ عباس ایستاد متحیر خدایا یكی بیاد عباس رو از تحیر نجات بده حالا این آبا هی رو دست و پای عباس می ریزه ولی مگه آتیش دل عباس با این آب ها خاموش می شه یه وقتی نامرد اومد عباس رو از چه كنم در بیاره این عمود آهنش رو بلند كرد آن چنان به فرق عباس زد عباس كه دست نداره تا كه از بالای بلند زمین می خوره ضرب زمین رو بگیره ، عباس با صورت از بالای اسب به زمین خورد این جا بود كه فرمود : یا اخا ادرك اخا6

منبع

1- پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ، وی‍‍‍ژه محرم ، ص 32 الی 47

2- سوره كهف ، آیه 68

3- نهج‏البلاغة ، خطبه 192 قاصعه ، ص : 286

4- صحیفه امام ج 19 ص 113

5- تهذیب‏الأحكام 6 65 18- باب زیارته ع ..... ص : 5

6- لهوف

 





نوع مطلب :
برچسب ها : سخنرانی مکتوب، عقلانیت در حركت اباعبد الله الحسین، ماه محرم، انتخاب كوفه، منطق سیاسی، نظریه شهادت، نظریه تشكیل حكومت اسلامی، صدایار، سریش آباد، قروه، شیعیان کردستان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()
 

اینجا رادیو سریش آباد ،آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) سخن می گویند:

آیا نباید توجه داشته باشیم که ما رئیسی داریم که بر احوال ما ناظر است؟! وای بر حال ما، اگر در کارهایمان او را ناظر نبینیم و یا او را در همه جا ناظر ندانیم! گناهان شخصی که در خلوت انجام می‌گیرد و ربطی به امور اجتماعی ندارد، استحقاق جهنّم را دارد، «الاّ بِتَوبةٍ مُناسبَةٍ لِلحال؛ مگر این که بعد از آن، توبه‌ای مناسب حال انجام گیرد.» حال، عواقب گناهان اجتماعی که موجب تغییرات در جامعه و اختلال نظام و انحلال آن، یا تحریم حلال و ترک واجب و یا مصادرة اموال و هتک حرمت و قتل نفوس زکیّه و ریختن خون مسلمانان و حکم به ناحق و ... می‌شود، چگونه خواهد بود؟ با وجود اعتقاد به داشتن رئیسی که «عین الله الناظرة» است، آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؟ و هر کاری را که خواستیم انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! همه ادوات و ابزار را از خود او می‌گیریم و به نفع دشمنان به کار می‌گیریم، و آلت دست کفّار و اجانب می‌شویم و به آنان کمک می‌کنیم؟! چه قدر سخت است اگر برای ما این امر ملکه نشود که در هر کاری که می‌خواهیم اقدام کنیم و انجام دهیم، ابتدا، رضایت و عدم رضایت او را در نظر بگیریم و رضایت و خشنودی او را جلب کنیم!





نوع مطلب :
برچسب ها : آیت الله بهجت، رادیو سریش آباد، گناهان شخصی، ناظر، رئیس، استحقاق جهنّم، نفوس زکیّه، نظر الهی، توبه‌،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()