تبلیغات
سریش آباد بهشت کردستان - آهای مردم بمن چه؟-سریش آبادی ها بمن چه!
 
درباره وبلاگ


اگر این کار ثوابی در پی دارد ، آن هم هدیه به روح مبارک سردار محله ام ، احمد دادای دلم

شهید احمد کرمی در سال 1345 در بخش "سریش آباد" از توابع شهرستان قروه زاده شد تا سال دوم دبیرستان درس خواند و با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها ساخت و به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت. در اردیبهشت ماه سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه در آمد. پس از انجام وظیفه در سمت های فرماندهی واحدهای مخابرات و اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران شهرستان قروه به خاطر دلسوزی و ارادتی که نسبت به همنوعان خود در کشور لبنان داشت به صورت داوطلبانه راهی آن کشور شد. در پی آن بنابه به درخواست فرماندهان تیپ 29 بیت المقدس فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات آن تیپ را پذیرفت و مدتی بعد به لشگر 27 محمد رسول الله (ص) انتقال یافت. در تاریخ 21/7/65 در هنگام بازگشت از عملیات شناسایی شبانه براثر برخورد با میدان مین دشمن بعث عراق مجروح و پس از هدایت نیروهای تحت امر به سوی مقر رزمندگان اسلام در محل ارتفاعات مهران به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید کرمی مدت 11 سال در آن محل باقی ماند که سرانجام توسط غیور مردان گروه تفحص کشف و در تاریخ 17/7/76 در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. از این شهید 2 فرزند دختر به یادگار مانده است.

مدیر وبلاگ : غلام فاطمه
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سریش آباد بهشت کردستان
بالروح،بالدم،نفتیک یا خامنه ای




به نام خدایی که کارهایمان تنها برای رضای اوست.

دنبال یه چیزی میگشت ؛ کارتون مقوایی کوچکی را پیدا میکنه و یه آجر داخل کارتون میزاره و میره بطرف خیابون ؛ کارتونو میزاره جلوی چاله خیابون ؛ وقتی ماشینا رد میشن توش نیافتن .

از این بنده خداها در جامعه ما كم نیستن ولی رفته رفته نسلشون منقرض میشه این بنده خداها ویژگیشون اینه كه نمی تونند در مقابل شرایط جامعه به خود بگن بمن چه!

در بانك پیرمردی هاج و واج ، وایس ساده و نمی دونه كجا بره یه نفری پیدا میشه كه درون خودش بمن چه! نمیگه و پیرمرده را راهنمایی میكنه

جوانی اونقدر دل بزرگ داره كه بمن چه! نمیگه و در مترو یا اتوبوس صندلیشو به مسن تر از خودش می ده

وقتی در زمستون اعلام میشه كمبود گاز داریم،، شما مصرف گاز را به حداقل می رسونید تا هموطن شما طعم سرد زمستون را نكشه؛ شما بمن چه نمی گویید.

وقتی پدر و مادری به خاطر اخلاق و ادب ؛ بچه هاشون را تنبیه میكنن بمن چه نمی گویند.

وقتی كسی از رواج اعتیاد ؛ فحشا ، فقر ، بدحجابی جامعه اش ناراحت میشه و آستین بالا میزنه تا كاری كنه بمن چه؟نمی گوید.

و دیگر خود حدیث مفصل بخوان.

زمین فوتبال روستای قلقله واقع در مریوان-گروه جهادی نبی اکرم ص استان کردستان-سریش آباد-محمدحیدری-

اما میخوام بگم عده ی دیگری هستن که نه تنها بمن چه؟ نمی گن؛

بلکه حاضرن کارای بزرگی در مقابلش هم انجام بدهن.

گروه جهادی نبی اکرم ص-سریش آباد-روستای ساوجی-مریوان-تیم عمرانی-پروژه پل سازی-محمدحیدری

اونها کسانی هستند که بیشتر با اسم گروه های جهادی شناخنه شده اند.

واکنون

گروه جهادی نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) سریش آبادِ استان کردستان.

گروه جهادی نبی اکرم ص-کردستان -سریش آباد-قلقله-مریوان-محمدحیدری-جهادی سریش آباد

تیم عمرانی:پروژه پل سازی

گروه جهادی نبی اکرم ص-سریش آباد-کردستان-روستای ساوجی-مریوان-پروژه پل سازی-محمدحیدری

این آب نیست که گل آلود شده باشه،بلکه نجاست فاضل آبه که اهالی رو آزار میداد.

احداث پل در این مکان حتی برای کسی که پول می گیره و کار میکنه سخته چه برسه به کسی که اومده جهادکنه و آخرت خودش رو بسازه.

می شود گفت جهادی کارکردن سخت تره،چون شیطان و نفس اماره فعال تر از قبل هستن و اذیتش میکنن.

تیم فرهنگی:

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-استان کردستان-مریوان-ساوجی-قلقله-میرگه درژ-محمدحیدری-تیم فرهنگی

تیمی که خدادوستی و محبت اهل بیتی را علوی وار در دل اهالی روستا زنده میکرد.

اهالی روستا هنگام خداحافظی چنان دلتنگ بچه ها ما شده بودند که میشد این دلتنگی را از اشکهای چشمشان به خوبی فهمید.

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-مریوان-قلقله-تیم فرهنگی-حاج آقاعلی ابوالفضلی-محمدحیدری

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-محمدحیدری-مریوان-ساوجی-قلقله-میرگه درژ-تیم فرهنگی-محمدبیانی-گروه جهادی سریش آباد-نبی اکرم ص

نونهالانی که مشتاق شنیدن مباحث توحیدی و خداپرستی بودند.

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-مریوان-تیم فرهنگی خواهران-محمدحیدری

تیم پزشکی و دندانپزشکی:

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-تیم پزشکی و دندانپزشکی-کردستان مریوان-فرشید بسطامی-محمدحیدری

جوانان کردستانی دیگه خسته شدن از این همه بمن چه گفتنا،دیگه خسته شدن از این همه بی تفاوتی ها،خسته شدن از این همه رفاه طلبی ها و منفعت بینی ها.

تا اینکه برای رهایی از این خصلت زشت، فکری برای خود کردند و گروهی راه انداختند،گروهی که دائما به فکر خدمت رسانی و دلسوزیست.

حدیث مفصل رو بخوان از تصویر.

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-مریوان-محمدحیدری-ساوجی-پروژه پل سازی

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-محمد حیدری-مریوان-تعمیرخانه محروم-جهادی سریش اباد

گروه جهادی نبی اکرم ص سریش آباد-کردستان-مریوان-تیم عمرانی مشغول آلموتور بندی برای پل سازی-محمد حیدری-جوانان سریش آبادی





نوع مطلب :
برچسب ها : بمن چه، گروه جهادی نبی اکرم، صلی الله علیه وآله، کردستان، سریش آباد، محمدحیدری، گروه های جهادی، جوانان کردستانی، خدمت رسانی، دلسوزی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()
سه شنبه 21 شهریور 1391 06:16 ب.ظ
ممدباقر سلام
دلم برات تنگ شده دادا
توکه رفتی کانون هم تعطیل شده دیگه حال نمیده بیا!!
شرمنده ام که از گروه جهادی جا موندم خداکنه سال دیگه دوباره اردوجهادی داشته باشی!

غلام فاطمه ام تا مهدی بیاید
سه شنبه 21 شهریور 1391 06:10 ب.ظ
یکه و تنها دویدن در این صحرای نامردها کاری است کارستان

خسته نباشی پهلوان شهرمان

غلامتم غلام فاطمه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.