تبلیغات
سریش آباد بهشت کردستان - دخترم تو هم با زیر شلواری بیرون نرو !!!!
 
درباره وبلاگ


اگر این کار ثوابی در پی دارد ، آن هم هدیه به روح مبارک سردار محله ام ، احمد دادای دلم

شهید احمد کرمی در سال 1345 در بخش "سریش آباد" از توابع شهرستان قروه زاده شد تا سال دوم دبیرستان درس خواند و با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها ساخت و به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت. در اردیبهشت ماه سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه در آمد. پس از انجام وظیفه در سمت های فرماندهی واحدهای مخابرات و اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران شهرستان قروه به خاطر دلسوزی و ارادتی که نسبت به همنوعان خود در کشور لبنان داشت به صورت داوطلبانه راهی آن کشور شد. در پی آن بنابه به درخواست فرماندهان تیپ 29 بیت المقدس فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات آن تیپ را پذیرفت و مدتی بعد به لشگر 27 محمد رسول الله (ص) انتقال یافت. در تاریخ 21/7/65 در هنگام بازگشت از عملیات شناسایی شبانه براثر برخورد با میدان مین دشمن بعث عراق مجروح و پس از هدایت نیروهای تحت امر به سوی مقر رزمندگان اسلام در محل ارتفاعات مهران به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید کرمی مدت 11 سال در آن محل باقی ماند که سرانجام توسط غیور مردان گروه تفحص کشف و در تاریخ 17/7/76 در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. از این شهید 2 فرزند دختر به یادگار مانده است.

مدیر وبلاگ : غلام فاطمه
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سریش آباد بهشت کردستان
بالروح،بالدم،نفتیک یا خامنه ای




خانواده ای تصور کنید با پدری معتقد به حجاب وحیا

و دختری با آرزوهای دور و دراز که میخواد با مد روز حرکت کنه

داستان از این قراره
شب با پچ پچ های مامان و بابا که در مورد من حرف می زدند از خواب بیدار شدم
گوشامو تیز کردم
بابایی می گفت خیلی نگران مهسا هستم یکی دوتا از دوستاش (منظور لیلا و میترا بودن) به فرهنگ خونواده ما نمی خورن
مهسا هم که میخواد از قافله عقب نمونه
با دوستاش همرنگ شده
عصری در خیابون با دوستاش دیدم
این چه وضعیه که برای خودش درست کرده ؛ شلوار جین و مانتو تنگ می پوشه ؛ آستیناشم زده بالا ؛انگار میخواد با یکی دعوا کنه
تو که مادرشی یه چیزی بگو
رعایت حال ما رو هم نمی کنه ؛ وقتی هم بهش تذکر میدم ؛ میگه من با این لباسا حال میکنم و با اینا راحتم و سرشو میندازه پایین و میره
مامانم میگفت
خب بچه است ؛ ازدواج میکنه درست میشه و از اینجور حرفا
بابام مدیر دبیرستان ابن سینا بوده و حالا بازنشست شده و در یکی از صندوق های قرض الحسنه ؛بصورت افتخاری کار میکنه
یادمه از وقتی خودمو شناختم
از نابودی زندگی دخترانی تعریف میکرد که با بعضی دانش آموزان ؛ طرح دوستی ریخته بودند
او میخواست با این داستانا منو در مقابل پسرای خیابونی ؛ واکسینه کنه
فصل امتحانات نزدیک شده بود
قرار شد دوستم سوسن ؛ که مورد تایید بابا بود
چند ساعتی برای رفع اشکال و مرور درسها بیاد خونمون
یه ساعتی نگذشته بود که بابایی در اتاق رو زد
مهسا دخترم
چایی و کیک آوردم بیام تووو
سوسن خودشو جمع و جور کرد
گفتم بفرمایید
یالا یالا

در اتاق باز شد من و سوسن ؛ هاج و واج چشمهامونو دوختیم به بابا
بابایی با پیژامه راه راه و زیرپیرهنی سفیدش وارد اتاق شد
سوسن خانوم ؛ خوش اومدید
سینی چایی رو گذاشت جلومون و رفت
چند ثانیه ای سکوت ؛ بر فضای اتاق حاکم شد
پاک آبروم جلوی سوسن رفت ؛ حالا بیاد و این حکایت رو پیش همکلاسیها تعریف کنه
چه خاکی به سرم بریزم
سوسن سکوت را شکست
خب مهساجون کجای مسئله بودیم
ساعت هفت عصر بابای سوسن اومده بود دنبالش
ازم خداحافظی کرد و زیر گوشم گفت عجب بابای با حالی داری
در اتاق رو قفل کردم و شروع کردم به گریه
خوابم برده بود
با صدای مامان بیدار شدم
مهسا نمی آی شام
نه شما بخورید من میل ندارم
با بابام قهر کرده بودم
پس فردا مطابق قرار قبلیمون
سوسن اومد خونمون
تاق تاق
تاق تاق
دخترم مهسا براتون شربت آوردم بیام تووو
سوسن لبخند ملیحی زد و گفت حاج آقا بفرمایید
بر خلاف تصورم
بابایی با شلوار و پیرهنی اتو کرده ؛ شربت ها رو گذاشت جلومون
و کنارم نشست
دستمو گرفت وبا نگاه مهربانانه همیشگیش گفت
دخترم می دونم از دستم ناراحتی
ولی اینو بدان که این مسئله با پیژامه اومدن
قبلا با دوستت هماهنگ شده بود و این نقشه ای بود که میخواستم یه درس زندگی بهت بدم

دخترم

وقتی در جامعه ای زندگی می کنیم
نمی تونیم بگیم نوع و شکل لباس پوشیدنمون یه امر خصوصیه و به دیگرون مربوط نیس
من با پیژامه و زیر پیرهنی در فضای خونه خودم می تونم رفت و آمد کنم ولی نمی تونم بگم
چون با این لباسا راحتم و با اینا حال میکنم در فضای خارج خونه هم با همین لباسا بیام بیرون
اینو هم من و هم تو و هم اقشار جامعه یه چیز قبیح می دونن
تو هم نمی تونی با لباسایی که شاید دوس داشته باشی
ولی در نظر جامعه و فرهنگ خونوادگی ما یه امر قبیحیه به دلیل اینکه
الان این مد روزه و با این شکل و شمایل راحتم بیای بیرون

دخترم

تا حالا فکر کردی چرا جامعه سرمایه داری برای اکثر مردان کت و شلوار و جوراب و کراوات؛ تحفه آورده
و برای زنان شلوارک و زیر پیرهنی
دخترم نظام سرمایه داری میخواد که تو و امثال تو
به بهانه شیک پوشی و مدگرایی ؛ از آستین پیراهنتون بزنید و شلوار کوتاه بپوشید
تا با اینکار بتونه ریشه حیا و عفت را از جامعه بیرون کنه
با این وضع

روزی خواهد رسید که زنان جامعه ما از پوشیدن زیر شلواری و زیر پیراهنی در بیرون منزل ناراحت نشن
دخترم
همچنان که نمی پسندی من با لباس راحتی در جلوی انظار دیده نشم
تو هم به بهانه مد با زیر شلواری بیرون نرو
منظورم اینه که با لباس نامناسب ؛چشم بسته در انظار عمومی حاضر نشو






نوع مطلب :
برچسب ها : حجاب، حیا، عفت، چادر، شلوار، دختران، رابطه، دوستی، کردستان، سریش آباد، محمدحیدری، خانواده، دختروپسر، پدر، جامعه، دوستیابی، روش تربیت، دختران خوب،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()
یکشنبه 19 شهریور 1396 01:25 ق.ظ
وبلاگ شگفت انگیز! آیا هیچ راهنمایی و نکات برای مشتاقان دارید؟
نویسندگان من قصد دارم وبلاگ خود را به زودی شروع کنم اما
من کمی در همه چیز گم شده ام. آیا شما توصیه می کنید؟
با شروع یک پلت فرم رایگان مانند وردپرس و یا برای یک گزینه پرداخت می کنید؟ انتخاب های زیادی وجود دارد که من کاملا
گیج شده.. هر ایده ای؟ به سلامتی!
شنبه 18 شهریور 1396 11:04 ب.ظ
برای ارسال پست های جالب از شما متشکریم. من واقعا از خواندنش لذت بردم،
شما یک نویسنده عالی هستید. مطمئن باشید که وبلاگتان را نشانه گذاری کنید و بعدا در زندگی دوباره بمانید.
من می خواهم تشویق کنم پست های عالی شما را ادامه دهم، روز خوبی داشته باشم!
شنبه 18 شهریور 1396 09:48 ب.ظ
من این پست را به طور کامل در مورد مقایسه جدیدترین فن آوری های قبلی خواندم، این مقاله شگفت انگیز است.
شنبه 18 شهریور 1396 06:05 ب.ظ
بدیهی است که مانند وب سایت شما با این حال شما مجبور به بررسی املا در چندین پست خود را.
بسیاری از آنها با مشکلات املا و
من برای پیدا کردن آن بسیار دشوار برای اطلاع واقعیت اما من قطعا دوباره دوباره می آیند.
شنبه 18 شهریور 1396 11:20 ق.ظ
هر کس دوست دارد که شما نیز دوست داشته باشید. این نوع کار هوشمندانه و قرار گرفتن در معرض!
آثار فوق العاده ای که بچه ها اضافه می کنند را نگه دارید
شما به وبلاگ شخصی من علاقه مند هستید
شنبه 18 شهریور 1396 10:10 ق.ظ
Hello just wanted to give you a quick heads up. The words in your
article seem to be running off the screen in Internet explorer.
I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with internet browser
compatibility but I thought I'd post to let you know.
The style and design look great though! Hope you get
the problem solved soon. Thanks
جمعه 17 شهریور 1396 12:55 ق.ظ
چه چیزی برای هر یک از شما، محتوای موجود در این وب سایت واقعا عالی است برای تجربه مردم،
خوب، همکارانی خوب کار کنید.
جمعه 13 مرداد 1396 03:35 ب.ظ
Thanks for your marvelous posting! I quite enjoyed reading
it, you're a great author.I will ensure that I bookmark your blog
and will eventually come back later on. I want to encourage you to continue your
great posts, have a nice day!
پنجشنبه 12 مرداد 1396 08:04 ب.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I will be sure to bookmark it and come back to read more of your useful
info. Thanks for the post. I will certainly return.
چهارشنبه 11 مرداد 1396 02:20 ق.ظ
I blog frequently and I truly appreciate your information. Your article has truly peaked my
interest. I will bookmark your site and keep checking for new information about once a week.
I opted in for your RSS feed too.
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:31 ب.ظ
Thanks for sharing such a pleasant thought, article is
good, thats why i have read it entirely
جمعه 16 تیر 1396 06:04 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about دخترم.
Regards
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:23 ق.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن دلنشین اصل آیا واقعا کار
بسیار خوب با من پس از برخی از
زمان. جایی درون جملات شما قادر به من مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.
من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در منطق و یک ممکن است را خوب به کمک پر
کسانی که معافیت. در این رویداد شما در
واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا
بود در گم.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 01:17 ق.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also pay a quick visit
this weblog on regular basis to take updated from latest news.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:13 ب.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but your sites really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your website to come back later.

Cheers
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:53 ق.ظ
If you would like to take much from this article then you have to apply such methods to
your won weblog.
شنبه 10 اسفند 1392 04:38 ب.ظ
سلام
وبلاگ بسیار جالبی داری
راستش یه شماره ناشناس روی گوشی بنده افتاده بود با پیش شماره 0872542 .. تعجبم شد که این شماره عجیب و غریب برای کجاست
از اینترنت تحقیق کردم دیدم به شهر شما میخوره و در نهایت سبب شد به این وبلاگ سر بزنم .
انصافا وبلاگت خیلی جالبه شما را لینک کردم
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر