تبلیغات
سریش آباد بهشت کردستان - دل نوشته ی انسان گناهکاری چون من
 
درباره وبلاگ


اگر این کار ثوابی در پی دارد ، آن هم هدیه به روح مبارک سردار محله ام ، احمد دادای دلم

شهید احمد کرمی در سال 1345 در بخش "سریش آباد" از توابع شهرستان قروه زاده شد تا سال دوم دبیرستان درس خواند و با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها ساخت و به جبهه های نور علیه ظلمت شتافت. در اردیبهشت ماه سال 1360 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه در آمد. پس از انجام وظیفه در سمت های فرماندهی واحدهای مخابرات و اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران شهرستان قروه به خاطر دلسوزی و ارادتی که نسبت به همنوعان خود در کشور لبنان داشت به صورت داوطلبانه راهی آن کشور شد. در پی آن بنابه به درخواست فرماندهان تیپ 29 بیت المقدس فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات آن تیپ را پذیرفت و مدتی بعد به لشگر 27 محمد رسول الله (ص) انتقال یافت. در تاریخ 21/7/65 در هنگام بازگشت از عملیات شناسایی شبانه براثر برخورد با میدان مین دشمن بعث عراق مجروح و پس از هدایت نیروهای تحت امر به سوی مقر رزمندگان اسلام در محل ارتفاعات مهران به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید کرمی مدت 11 سال در آن محل باقی ماند که سرانجام توسط غیور مردان گروه تفحص کشف و در تاریخ 17/7/76 در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. از این شهید 2 فرزند دختر به یادگار مانده است.

مدیر وبلاگ : غلام فاطمه
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سریش آباد بهشت کردستان
بالروح،بالدم،نفتیک یا خامنه ای




غلام فاطمه:

سلام،نمی دونم چه جوری بگم، از بس که گنه کارم وپست فطرت، از بس که رذیلم و بدکردار...

نمی دونم چه جوری بنویسم ، از بس که آلوده به امیال دنیایی ام .

من فقط به خود کار دارم نه دیگری...

می خوام بگم خداجون مُردَم از اینکه این همه گناه و نافرمانی کردم.

به دادم برس. . . . !

به دادم برس ! ای خدایی که فریاد رس بیچارگان و گنه کارانی. . .!

خدا جون . . .


احساس می کنم زود عادت می کنم و گاهی به اشتباه اسم آن را دوست داشتن می گذارم.


خدایا . . .


می ترسم از اینکه به گناه کاری که نفسم آن را صحیح می خواند و دلم از آن می ترسد و عقلم به آن شک دارد، در آتش بی مهری ات بسوزم.


خدایا . . .


می دانم تمام لحظه هایم با توست. می دانم تنها تویی که مرا فراموش نمی کنی.

می دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز می گویی برگرد.

می دانم؛ همه اینها را می دانم، ولی نمی دانم چه کنم؛ نفسم مرا به سویی می کشد و عقلم حرفی دیگر می زند و دلم در این میانه مانده.

خدایا . . .
تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهی که بهترین است.

خدایا . . .


می دانم تو همیشه با منی ، ولی تنهایم مگذار؛ یا شاید بهتر باشد بگویم: نگذار تنهایت بگذارم.

خداوندا. . .

من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی سرمای زمستان،من از تنهایی و دنیای بی تو می ترسم.

خداوندا. . .


من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس،من از نارفیقی های این دنیا می ترسم...

خداوندا. . .


من از احساس بیهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،من از ماندن چون مرداب می ترسم.

خدا جون . . .

من از مرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیک می ترسم.

خداوندا. . .

من از ماندن می ترسم

خداوندا. . .

من از رفتن می ترسم

خداوندا. . .
من از خود نیز می ترسم

خداوندا. . .

پناهم ده خداوندا !

مگر نه ‌اینکه من نیز چون تو تنهایم

پس مرا دریاب

و به سوی خویش بازگردان ،

دستان مهربانت را بگشا

که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم . . .



خدایا دوستت دارم واسه همه چیز





نوع مطلب : دل نوشته ها، کردستان، سریش آباد، 
برچسب ها : دلنوشته، محمدحیدری، ماه رمضان، قدر، عیدفطر، محمد، حیدری، سریش آباد، شهید، کردستان، قروه، مناجات،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1391 :: نویسنده : غلام فاطمه
نظرات ()
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:06 ق.ظ
Link exchange is nothing else however it is simply placing the other
person's website link on your page at suitable place and other person will also do same for you.
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:23 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find
this matter to be really something that I think I would
never understand. It seems too complicated and extremely
broad for me. I am looking forward for your next post, I'll
try to get the hang of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر